
شهید سید جعفر خراسانی : معاون عملیات گروه جنگ های نامنظم شهید چمران(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)
چه قدر شور انگیز و شگفت آور است پدری قلم به دست گرفته از ایثار و شهامت و حماسه خونین فرزندش به رشته تحریر برآورده و تراوشات ذهنی خویش را مانند شبنم سحری بر روی لاله داغدار فرو می ریزد تا شمیم دلپذیرش گلچینی را سرمست و گلچینی را مسرور سازد .
«سید جعفر خراسانی» سال 1336 در در خانواده سیادت متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاه خویش، شهر« اردبیل » به پایان رساند. در زمان شاه خائن ووطن فروش از نظام مقدس سربازی معاف شد و معافیت موجب گردید بتواند گذرنامه اش را اخذ و با اراده خلل ناپذیر به سوی «سوریه »و «لبنان» و «فلسطین» حرکت و در جبهه رزم آوران سلحشور علیه اشغالگران قدس پیوست و در مقابل صهیونیست ها قرار گرفت و در گروه «امل» به افتخار مقام چریک اسلام در آمد. به سرپرستی دکتر شهید« چمرا» مبارزه خود را شروع و از حریم اسلام دفاع در عرض یک سال تلاش شبانه روزی به فرماندهی بخشی از اردوهای چریکی منسوب دوش به دوش یاران بیت المقدس از این گونه جانبازی و ایثار دریغ ننمود و هیچ مرزی برای اسلام نشناخت و مرگ با شرافت را بر زندگی ننگ ترجیح می داد. در این زمان حساس و حماسه آفرین ، حمله عراق به سوی ایران آغاز گردید و تجاوز وحشیانه لشکریان صدام شرور در لبنان به گوش مبارزان ایران رسید. بلافاصله جعفر با چند نفر از یاران به ایران مراجعت و در سو سنگرد به گروه نا منظم شهید دکتر چمران پیوست . باز هم این غیور شکست ناپذیر چنان شهامت و شجاعت از خود نشان داد که دکتر چمران در سخنرانی پرشور خویش اظهار نمود من آرزو دارم همه شما مانند جعفر، این جوان آذربایجانی باشید. در این پیکار حق علیه باطل یگانه سید من است. از پیشانی مردانه اش می بوسم و اسلحه کمری خویش را هدیه و به وی تقدیم می دارم .
صدها چریک مبارز اسلامی تبریک گفته و تشخیص فرمانده محبوب خویش را ستودند. آری تاریخ و مرور زمان بیان گر چهره های باطنی انسان هاست. جعفر در زیر رگبار مسلسل ورد زبانش بود . فریاد ما بلند است نهضت ادامه دارد حتی اگر شب و روز بر ما گلوله بارد . ما راست قامتا نیم، جهانیان بدانند با چنگ و دندان استوار و محکم مقابل ظلم ایستاده ایم و هرگز خم نخواهیم شد. اینک چکامه از دفتر خاطرات شهید سید جعفر خراسانی من یک چریک مبارز اسلام و پاسدار حرمت خون شهیدانم، هدفم جهاد در راه الله، ایده آلم پیروزی مستضعفان بر مستکبران .
تا ظلم و فساد و منکرات است اسلحه بر زمین نخواهم گذاشت .
هر لحظه سنگرم حجله . تفنگم عروس و آهنگم تکبیر من است . الحق در این راه بمیرم شهید و اگر بمانم پیروزم .پدر و مادر و دوستان، زمانیکه بحق لبیک گفته ام آگاهانه در این نهضت عظیم و پر محتوی شرکت و در میدان نبرد قدم گذاشته ام می دانم در هر قطره خونم هزاران انتظار هزاران لاله نهفته است می چرخم، پروانه وار بدون شمع مکتب و می گیرم الهام از کانون آن نورانیت عالم که پرتو ایست از توحید؛ یادگار است از نبوت که مرا به خود جذب کرده. هر لحظه غرورم، وجودم و توانم را تجزیه و بر کمال انسانیت سوق و شیفته رهنمود خویش ساخته تا جان در بدن دارم در بیعت استوار و در خط صراط المستقیم که انسان هایش پیروزی و صدور انقلاب به سطح جهانی و منجر به نابودی ابرقدرتها خواهم رفت و تا احتزاز پرچم اسلام در بالای کاخهای ویرانگران و استبداد طلبان و تا آزادی فریادهای دلخراش محرومین و مظلومین که در زیر رگبار صهنویستی و در زیر چکمه های ارتش سرخ و پلید که در حقوقشان خطه شده می جنگم و مرگ را در بستر حریر موقع خطر همچو شمشیر زنگ زده در غلاف می دارم و می پذیرم مکتبی که شهامت دارد اسارت ندارد.
درود بر تو ای معلم ، ای امام ، ای رهبر ، ای مرجع تقلید مسلمین .
پیغامم را با خون امضاء ، فرمانت را به جان خریدارم جعفر خراسانی
آری !
در جبهه پاک ترین محبوب ترین شریف ترین انسان ها باید قربانی شدن را بپذیرند تا معصومیت چهره شان و عصمت خون هایشان و مرگ خونیشان چون برقی در تاریکی بدرخشد و چهره پرفریب ستمگر را رسوا بنماید و او چه خوب این وظیفه را به انجام رساند .شهید خراسانی پس از سالها مجاهدت درسال1361درسلیمانیه عراق به شهادت رسید.
منابع زندگینامه: پرونده شهید دربنیاد شهید وامور ایثار گران اردبیل،مصاحبه با خانواده ودوستان شهید

