تو کجایی... شده ام باز هوایی...(پیشنهاد میکنم حتما بخونید...)
همه هست آرزویم...
اقا ! فراق نامه ی من هم تمام شد...! دگر بیا...
بیا! ظهور تو آقا شفای مادرتان
صدای آمدنت بین کوچه ها پیچید
ببین به لرزه فتاده صدای مادرتان
قنوت امشب زهرا تو را بهانه کند
و یاس میچکد از ربنای مادرتان
به حق چادر خاکیِّ فاطمه برگرد
که مستجاب بگردد دعای مادرتان
همیشه فصل دلم فاطمیه می ماند
سری نمیزنی در عزای مادرتان؟
میان خیمه سبزت تو روضه میگیری
تسلی دل حیدر برای مادرتان
بیا که جمعه غریب است و سرد و بی احساس
و ندبه میچکد از چشمهای مادرتان
***سید مهدی موسوی***
گیرم که رد کنی دل ما را خدا که هست
شهادت امام حسن عسکری
یازده بار جهان گوشه ی زندان کم نیست
کنج زندان بلا گریه ی باران کم
نیست
سامرائی شده ام ، راه گدایی
بلدم
لقمه نانی بده از دست شما نان
کم نیست
قسمت کعبه نشد تا که طوافت
بکند
بر دل کعبه همین داغ فراوان کم
نیست
یازده بار به جای تو به مشهد
رفتم
بپذیرش به خدا حج فقیران کم
نیست
از همان دم پسر کوچکتان باران
شد
تاهمین لحظه که خون گریه ی
باران کم نیست
در بقیع حرمت با دل خون می
گفتم
که مگر داغ همان مرقد ویران کم
نیست!
سلام بر
امام غریبی که حج نرفت....
....وسلام بر فرزندی که
از پدر غریب تر است.....
شهادت امام حسن عسکری بر عموم شیعیان تسلیت و تعزیت باد....
پس چه شد کربلای من...؟
بویِ فراق میدهد این گریه هایِ من
ماتم گرفته شالِ سیاه عزای من
شرمنده ام که از غم زینب نمرده ام
آقا ببخش درگذر از این خطای من
با زعفران شهر خراسان نمی شود...
...رنگی دهی امام زمان بر حنای من؟
از بس که پای طشت طلا گریه کرده ام
چیزی نمانده مثل شما از صدای من
با نوحه های این دهه ی آخر صفر
شب ها چقدر سینه زدی پا به پای من
ای خوش حساب مزد مرا زودتر بده
بعد از دو ماه چه شد کربلای من؟!
یا مهدی! تو کجا و ومن کجا؟؟

