کنيه «علي اکبر» را «ابوالحسن» دانستهاند؛ ابوالحسن علي اکبر، در يازدهم ماه شعبان سال سي و سه هجري ولادت يافت. در حادثه کربلا حدود بيست و هفت سال داشت. اين نقل با سخن «ابن ادريس» و نقل دانشمندان تاريخنگار و نسبشناس همخواني دارد. آنان گفتهاند:
«علي بن الحسين عليه السلام در اوائل خلافت عثمان بن عفان به دنيا آمده و از جد بزرگوارش حضرت علي بن ابيطالب(عليه السلام) نقلحديث فرموده است.»

کنيه «علي اکبر» را «ابوالحسن» دانستهاند؛ ابوالحسن علي اکبر، در يازدهم ماه شعبان سال سي و سه هجري ولادت يافت. در حادثه کربلا حدود بيست و هفت سال داشت. اين نقل با سخن «ابن ادريس» و نقل دانشمندان تاريخنگار و نسبشناس همخواني دارد. آنان گفتهاند:
«علي بن الحسين عليه السلام در اوائل خلافت عثمان بن عفان به دنيا آمده و از جد بزرگوارش حضرت علي بن ابيطالب(عليه السلام) نقل حديث فرموده است.»
در بين علماي اهل نسب و تاريخ مشهور از وي با لقب اکبر و بزرگترين فرزند امام حسين (عليه السلام) گزارش نمودهاند. ولي برخي علماي شيعه وي را کوچکتر از امام سجاد(عليه السلام) دانستهاند که اين نظر توسط مرحوم تستري مورد نقد واقع شده است.
مادر آن بزرگوار را «ليلا» دانستهاند. پدر ليلا، «ابي مرّة» بوده که او خود پسر «عروة بن مسعود ثقفي» است. عروة بن مسعود» يکي از بزرگان در قومش بوده و او را شبيهترين مردم به حضرت عيسي عليه السلام دانستهاند. مادر ليلا، «ميمونة» دختر «ابيسفيان» پسر «حرب» پسر «اميّه» ميباشد. از امام رضا(عليه السلام) نقل شده که علي اکبر، کنيزي را به همسري برگزيده بود.
ويژگيهاي علي اکبر(عليه السلام)
به شهادت و اقرار امام حسين (عليه السلام)، علي اکبر (عليه السلام) آينه تمامنماي ظاهر و باطن رسول الله (صلي الله عليه و آله) بوده است. بنابراين، او بسيار خوشچهره و خوش خُلق بوده است
درباره دوران کودکي علي اکبر، روايتي نقل شده که گوياي اعجاز و کرامت و تربيت او در دامان حسين بن علي (عليهماالسلام) است. در کتاب «ضياء العالمين» از «زفير بن يحيي» و او از «کثير بن شاذان» گزارش کرده که گفت: «خودم شاهد بودم که علي اکبر در غير فصل مناسب، از پدر بزرگوارش انگور طلب کرد. ناگاه امام حسين(عليه السلام) با دست به کناره ديوار مسجد زد که انگور و موزي از آن خارج شد. پس فرزند خود را از آن خورانيده و فرمود: «ما عندالله لاوليائه اکثر؛ از آنچه نزد خداي تعالي است به اوليائش بيشتر ميرسد.»
«ابوالفرج اصفهاني» از مغيره نقل کرده که روزي معاويه از اطرافيان خود پرسيد: «به نظر شما چه کسي سزاوار خلافت است؟» اطرافيان در پاسخ گفتند: «خود شما.» او گفت: «نه، به اعتقاد من سزاوارترين کس بر خلافت علي بن الحسين است؛ هم او که آينهي جدش رسول خدا و داراي صفات ممتازي چون شجاعت بنيهاشم و سخاوت بنياميه، زيبايي چهره و فخر و فخامت ثقيف است.» آري، دشمني چون معاويه، علي اکبر را اينگونه وصف ميکند!
حق از ديدگاه علي اکبر عليه السلام
ابي مخنف از عقبة بن سَمْعان گزارش کرده، کاروان حسيني به «قصر بني مقاتل» رسيده بود، در آخر شب ناگاه امام جوانانش را فراخواند و فرمان حرکت داد. کاروان در شب آرام آرام سير ميکرد. زمزمه آرام امام در حالي که کلمات«انّا لله و انّا اليه راجعون و الحمدلله ربّ العالمين» را تکرار ميفرمود، به گوش ميرسيد. اين عبارت بيانگر واپسين روزهاي عمر امام بود. علي اکبر از آن حضرت علت انتخاب آن گفتار را سؤال کرد. گفت و گوي امام با او و پرسشهاي ديگر او چنين است:
پسرم! مرا خواب ربود و چشمم گرم شد، ناگاه شنيدم سواري ميگويد: اين قوم حرکت مينمايد و مرگ، آنها را تعقيب ميکند، از اين گفتار فهميدم که مرگ ما فراخواهد رسيد. علي اکبر گفت: پدر جان! خداوند بر شما بدي نبيند، مگر ما بر حق نيستيم؟ امام فرمود: آري، به حق آن کسي که همه بندگان به سوي او باز ميگردند.
با شنيدن اين کلام امام، علي اکبر گفت: اي پدر! در هنگامي که بر حق استوار باشيم از مرگ ابائي ندارم. امام در حق علي دعاي خير فرمود: خداوند بهترين اجر و پاداش فرزندي را از جانب پدر به فرزند خويش به تو عنايت فرمايد»
حرکت علي اکبر(عليه السلام) به سوي ميدان
از زيارات ناحيه مقدسه اينگونه برميآيد که «علي اکبر» (عليه السلام) نخستين ياور امام از اهل بيت رسالت است که عازم ميدان رزم شده است. چنانچه در آن زيارت اينگونه آمده است: «السلام عليک يا اوّل قتيلٍ، من نسل خير سليلٍ من سلالة ابراهيم(17)؛ سلام بر تو، اي اول کشته از نسل بهترين دودمان ابراهيم خليل.»
علاوه بر زيارت ناحيه مقدسه، ابوالفرج اصفهاني نيز پس از ياران امام حسين(عليه السلام) اولين شهيد را علي اکبر (عليه السلام) دانسته است.(18)
پس از ظهر بود که با شهادت ياران امام حسين (عليه السلام) علي اکبر با همگان وداع کرد. در اين هنگام اهل حرم و همه بستگان، دور تا دور او را گرفته ميگفتند: «اِرحَم غُربَتَنا لا طاقَةَ لَنا عَلي فِراقِکَ؛ به غربت ما رحم کنيد، ما تحمل و فراق و دوري تو را نداريم.»
حضرت علي اکبر ميديد چگونه امام زمان او از هر طرف تحت فشار قرار گرفته است و دشمنان براي ريختن خون پاک او اجتماع کردهاند؛ بدين سبب به زنها و گفتههايشان چندان توجهي نداشت. آخرالامر به خدمت پدر بزرگوار رسيد و اجازه ميدان خواست و بر اسبي که «لاحق» ناميده ميشد و متعلق به امام بود سوار شد.(19) آن اسب را برخي «ذوالجناح» نيز ناميدهاند.(20)
حمايت علي اکبر از امام
در روز عاشورا هنگامي که علي اکبر وارد ميدان کربلا شد. مردي فرياد برآورد: «اي علي! تو با اميرالمؤمنين (يزيد) نسبت خويشاوندي داري و ما قصد ملاحظه و مراعات حال خويشان او را داريم، اگر بخواهيد شما را امان ميدهيم.» آن حضرت در پاسخ فرمودند: «اِنَّ قَرابَةَ رَسولِ اللهِ اَحَقُّ اَنْ تُرعي(21)؛ مرآعات خويشاوندي رسول خدا به حقيقت نزديکتر است.»
شعار حماسي علي اکبر عليه السلام
پس از آن که علي اکبر (عليه السلام) اماننامه سپاه ابن سعد را با بياعتنايي رد کرد، حملات پي در پي خود به آن قوم را با اين شعار آغاز کرد:
انا علي بن الحسين بن عليّ نحن و بيت الله اولي بالنّبي
الله لايحکم فينا ابن الدّعي اضرب بالسّيف اُحامي عن ابي
من علي فرزند حسين، فرزند علي هستم، به خانه خدا (کعبه) قسم، ما به پيامبر سزاوارتريم؛ سوگند به خداوند اين زنازاده نميتواند بر ما حکم راند، با شمشير شما را ميکشم و از پدرم حمايت ميکنم؛
آن هم شمشير زدن نوجواني از تبار هاشم و قريش.

